حرف دل
غروب پنجشنبه که میرسه ,هر پنج دقیقه گوشیو چک میکنم مبادا پیامی ازت بیاد و بتونه یکم آرومم کنه ,توی دنیای پر از سردرگمی وقتی نادیده گرفته بشی بدون هیچ توضیحی مثل این میمونه با چشمای باز ببینی داری پرت میشی به اعماق دریا و از نور فاصله میگیری
در این بین حتی یه کلمه دو حرفی ازت زیر پستم یه شوک به این تن مرده وارد میکنه تا دو سه روزی صدای تاپ تاپ از توی سینم شنیده بشه ....
نه اشتباه نکن نبودنت سردم نمیکنه ,میکشتم با یه ریتم آروم.
توی هر فال حافظم قرعه به بیتی میوفته که آب سردیه به تمام سختیا )هرکه طاووس خواهد ,جور هندوستان کشد(
شاید اگه از روز اول همچی به خوبی پیش میرفت اسمش میشد خام بودن به همین منوال به الان که میرسیدیم چه بسا تنفر یادگارمون از هم بود ,آره من قهومو تلخ میخورم چون به شیرینی بعدش ایمان دارم.
چرا چرا چرا؟میدونی این که تو میگی نمیشه همیشه ذهن منو درگیر کرده,که چرا نمیشه؟؟چرا از دید من میشه اما از نظر تو نمیشه؟
بنظر من تفاوت ما انقدر پررنگ نیست یا واضح تر بگم اعتقادات من اونی نیست که فکر میکنی و تفاوت چندانی با تو نداره.
اگه یکم منطقی باشیم متوجه میشیم منم دوست ندارم به دنبال هدفی که بعد یه مدت پر دردسر بشه باشم,هرکسی زندگی خودشو دوست داره به دنبال آرامش اونه.
من مطمنم هیچ مشکلی وجود نداره اینو با اطمینان میگم .
ترس از مشکلات بدتر از خود مشکلاته باور کن خدا هست و همچیو درست میکنه .من آماده ام تا تورو خوشبخت کنم اما فقط اجازه تورو کم دارم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۳ ساعت 17:47 توسط hosein
|